قشنگترین هدیه خداوندقشنگترین هدیه خداوند، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

خوشگل خوشگلا

گل دخترم

سلام گل دخترم ثنا جان     عزیز دلم ماشاله دیگه واسه خودت خانمی شدی.دیروز با بابا ایثار رفتیم واکسن یکسالگی   برات زدیم.طبق معمول من تحمل نداشتم ببینم ثنای عزیزم اذیت میشه. من رفتم بیرون   وشماروبابا نگه داشت تا برات واکسن بزنن.این واکسن وتوی دستت زدن.   وزنتم 10 کیلو شده و عالیه قربونت برم   عزیزم نمیدونم وقتی اینارو میخونی چندسالته ولی بدون من وبابا عاشقانه تورو بزرگ کردیم و   سعی کردیم هیچی برات کم نذاریم.دختر گلم ما بهترین روزا ودقایق عمرمون وبرای تو   گذاشتیم.عزیز دلم مامان از ته قلبش عاشق ثنا جونشه.نمیدونم باچه زبونی بگم...
14 تير 1393

تولد گل دخترم

  سلام دختر نازنینم چند وقته نتونستم بیام وبلاگت وآپ کنم آخه شما  کل وقتم وپر کردی و   وقتی لب تاب و میبینی همش میخوای بزنی رو دکمه هاش وباهاش بازی کنی.البته یه مدتم   با کارای تولدت درگیر بودم.   عزیزم امروز چهارم تیره که دارم اینارو برات مینویسم چهار ساعته که به دنیا اومدی و روز   تولدته . ولی من جمعه یعنی 30 خرداد واست یه تولد خوشگل گرفتم که البته بدون وجود خاله هات    غیر ممکن بود چون خیلی زحمت کشیدن.مرسی از خاله های مهربونت.ولی نتونستم ازت خوب    عکس بگیرم چون تا دوربین ومیبینی همش میخوای از من بگیریش و باهاش بازی...
4 تير 1393

پدر

اینم هدیه ثنا جون به بابای عزیزش البته با تاخیر به دلیل مسافرتمون به شمال       ...
29 ارديبهشت 1393

مادر

  خداوندا از تو سپاسگذارم که طعم شیرین مادر بودن را به من چشاندی   امیدوارم که بتوانم برای ثنای عزیزم لایق نام مادر باشم.آمین                   روز مقدس مادر مبارک   ...
5 ارديبهشت 1393

9 ماهگی ثنا جون. روز اول عید 93

روز اول عید 93   اینم دختر چشم سیاه خوشگل و زیبای ما     دختر قشنگم.. صبحی که شروعش با توست ... خورشید دیگر اضافی ست... حس بودنت قشنگترین حس دنیاست .. تو که باشی ...هرروز را نه هر ثانیه را عشق است ...                 ...
30 فروردين 1393

مادرانه هایم

 مهربان دخترم ! تو نهال کوچکی هستی   که در باغچه زندگیم رشد می کنی . همچو     باغبانی به پایت زندگیم را می ریزم و در انتظار شکوفه دادنت بی قرارم.   تو قد می کشی و بزرگ می شوی و هر روز مستقل تر!    اما من شکسته تر و به تو محتاج تر.   امروز تو در آغوش من جای می گیری و دور نیست فردایی که    دستان نیازمند من در    دستان تو جای گیرد . امروز تو برای    بلند شدن و ایستادن   نیاز به دستان من داری و فرداها من برای استوا   ر ماندن به بازوی تو نیاز خواهم...
30 فروردين 1393

صحرا

روز 29 فروردین رفتیم با خاله اینا و بابایی اینا صحرا که خیلی هم بمون خوش گذشت و تو هم     کلی باستایش وبقیه بازی کردی قربونت بشم دختر خوش اخلاق من       ...
29 فروردين 1393